پس از چندین ماه
پس از چندین ماه فقط روی پیغام علی صدای جان بابا رو گذاشت شنیدم ۱۷ مهر ۱۴۰۴
یک بار برای ۱۰ دقیقه هم نگذاشتن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ ساعت 0:38 توسط علی
|
پس از چندین ماه فقط روی پیغام علی صدای جان بابا رو گذاشت شنیدم ۱۷ مهر ۱۴۰۴
یک بار برای ۱۰ دقیقه هم نگذاشتن
جان بابا امروز تولدم رو به تنهایی در خانه بودم و انفلانزا و درد مفاصل ... ۴۲۶ روز است همدیگر را در اغوش نگرفته ایم ... نمیدانم به تو چه گفته اند ولی میدانم که نمیتوانند ...
پسر نازنینم پسر قشنگم ماه دیگر تولد توست و من کماکان دلتنگ تو ...
سلامتی و موفقیتت آرزوی من است ...
❣️❣️ برای گرندپا موبایل جدید خریدم و دارم راه اندازی میکنم 😊
تولدی دونفره کوچک با کیک صبحانه و شمع A
چقدر بیاد ماندنی
هدیه کیف زیبایی گرفتم ❣️
سلام پاییزم
سلام ، چقدر چشم انتظارت بودم بیا که با شروع دوباره ات همه غمها و ناراحتیها و مشکلات را بریز و بریز و همهچیز را نو کن 🍁