امشب ماه سرخ بود ، زمین بین ماه و خورشید قرار گرفت ، همانند منو جان بابا که بین ما قرار گرفته اند ، اما فارغ از انکه بین ما تولدی دیگر شکل گرفته است که امشب ۴۰۰ روزش شد ، تولدی زیباتر ، قویتر ، محکم تر ، سرخ تر ، گرم تر ، گرمایی که هر چیز که بین ما باشد را تبخیر میکند ... این ماه سرخ زیبای امشب شاهد تولد ۴۰۰ روزگی ما بود . جان جانان من ما تا میتوانیم باید از این تولد مراقبت کنیم ...

قرار بود با علیرضا تماس بگیرند و من با یونا صحبت کنم ، هر چه منتظر شدم تماسی برقرار نشد مانند همیشه ۴۰۰ روز شد